تبليغاتX
متلسگ
دریچه ای به سایت رسمی سامورایی تنها، گیلگز گرافیک
 

نیویورک
محله چینی ها
جیرجیرک رساتر میخواند

(و بدینگونه گند زده شد به آداب سرایش هایکو!!!)

   

خانه، به تمامی در رنگ سیاه نشسته بود. در میان سیاهی زمینه، پرنده ای که بیش از هر چه، به عقاب می مانست، به رنگ سفید نقاشی شده بود. از بالای تپه، خانه اولین چیزی بود که جلب توجه میکرد.

 

رهگذر از تپه به سوی خانه پایین آمد. کودکی را در فضای بیرون از خانه دید. رو به او گفت:

 

"چه خانه دلگیری!"

 

کودک پاسخ داد:

"ما پرواز میکنیم، به اندک زمانی، اما در اوج!!!"

 

رهگذر پرسید:

"این حرف ها را چه کسی به تو یاد داده؟"

 

- پدرم

- پدرت کجاست؟

- دیگر پیش ما نیست.

- کجا رفته؟

- سال ها پیش هاراگیری کرد.

- پس حرف هایش را از زبان چه کسی شنیده ای؟

- از زبان مادرم.